خداکجایی....؟

خداوبنده

 

تو همون بودی که من خوابشو دیدم 

تو همونی که می خوام براش بمیرم

تو همون فرشته ای از جنس آدم 

تو واسم نشونه از خدای عالم

تو همونی که تو خنده هام شریکی 

توی درد و غصه هام واسم طریقی

تو همون رویای پاکی  که توی شبهای من بود 

تو یه قطره از خدایی...

تو همون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم 

تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی

  تازه میشه روح و جونم وقتی که تو پا به پامی

از خدا می خوام همیشه  که کناره تو بمونم

شمع باش پروانه میشم تا کناره تو بسوزم

وقتی چشمات گریه می کردآرزو بود که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم

تو یه قطره از خدایی...

نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 11 PM توسط فرخنده| |

كد ماوس